تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نمي دانم
لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385
ساعت 17:0 توسط رامین |
|
تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نمي دانم
رسم این شهر عجیب است بیا برگردیم
قصد این قوم فریب است بیا برگردیم
آنكه يك روز دل به نگاهش داديم خنده اش سرد و غريب است بيا برگرديم
عشق بازيچه ي شهر است ولي در ده ما
دختر عشق نجيب است بيا برگرديم.
کاش می شد اشک را تهدید کرد
مدت لبخند را تمدید کرد
کاش می شد از میان لحظه ها
لحظهی دیدار را نزدیک کرد
|
|
نوشته هاي پيشين |
|
|
پيوند ها |
|
|
جستجوي پيشرفته |
|
|
آمار بازديد كنندكان |
|
|
موزیک |